تبلیغات دروغ اثرگذار است⁉️
 
در جنگِ جهانی دوم، کشورهای گوناگونی فیلم تبلیغاتی تولید می کردند، این فیلم‎ها بر این اساس طراحی می‌شد که تمام جمعیت و به خصوص سربازان را از حس میهن دوستی سرشار کند، تا اگر لازم باشد تا سرحد فدا کردن جانشان پیش بروند.
آمریکا هزینه‎ی زیادی صرف این تبلیغات کرد، طوری که اداره‎ی جنگ تصمیم گرفت بررسی کند آیا این هزینه‎ها واقعاً ارزشمند بوده یا نه⁉️
تعدادی پژوهش برای بررسی چگونگی اثرگذاری این فیلم‎ها روی سربازان معمولی انجام شد، نتایج ناامید کننده بود: آن فیلم‎ها ذره‎ای به اشتیاق سربازان برای شرکت در جنگ اضافه نمی‎کردند.
علتش بد بودن ساخت این آگهی‎ها بود⁉️
سربازها از تبلیغاتی بودن فیلم‎ها آگاه بودند و این باعث می‎شد پیغامشان پیش از دیده شدن فیلم، از اعتبار ساقط شود. حتی اگر فیلم نکته‎ای منطقی را مطرح می‎کرد، یا موفق به برانگیختن مخاطب می‎شد، باز هم اهمیتی نداشت؛ محتوای آن از ابتدا نزد سربازان سطحی به نظر می‎رسید و آن را انکار می‎کردند.
🔆9 هفته بعد، یک اتفاق غیر منتظره رخ داد، روانشناسان نگرش سربازان را برای بار دوم سنجیدند. نتیجه از این قرار بود: کسانی که فیلم را دیده بودند، به نسبت کسانی که آن را ندیده بودند، حمایت بیشتری از جنگ می‎کردند. ظاهراً تبلیغات بالاخره کار خود را کرده بود‼️
👤کارل هاولند، روانشناس، که آن تحقیقات را برای اداره‎ی جنگ انجام داده بود، این پدیده را اثر خفته نامگذاری کرد.
از حافظه‎ی ما، منبع یک استدلال، زودتر از خود استدلال پاک می‎شود. این بهترین توضیح اثر خفته تا به امروز است.
به بیان دیگر، مغز به سرعت فراموش می‎کند اطلاعات را از کجا آورده (مثلاً از اداره تبلیغات)، با این حال، خود پیام (مثلاً اینکه جنگ ضروری و شرافتمندانه است) دیرتر پاک می‎شود یا حتی باقی می‎ماند.
از این رو، هر دانسته‎ای که از یک منبع غیرمعتبر ناشی می‎شود به مرور در ذهن ما اعتبار می‎گیرد.
⭕️▪️نتیجه گیری راهبردی: انتخابات‎ها بیش از پیش به تبلیغات نامطبوع وابسته شده است، در این تبلیغات، نامزدها در تلاش‎اند اعتبار و عملکرد طرف مقابل را خدشه‎دار کنند.
تحقیقات بی‎شماری نشان می‎دهد اثر خفته اينجا هم کار خود را انجام می‎دهد، به خصوص در میان کسانی که تصمیم نهایی را نگرفته اند. منبع پیام از حافظه پاک می‎شود، اما تهمت‎های زشت باقی می ماند.
اما چگونه می‎توانید اثر خفته را خنثی کنید⁉️
1⃣هیچ دخالت بی‎جایی را قبول نکنید؛ حتی اگر به نظر از روی خوش‎قلبی باشد. با این کار، تا حدی از خود در برابر اطلاعات بیهوده حفاظت می کنید.
2⃣همان طور که از طاعون پرهیز می کنید، از منابعی که پر از تبلیغات‎اند هم دوری کنید.
3⃣تلاش کنید منبع هر استدلال را به خاطر بسپارید. این‎ها نظر چه کسی است؟ و چرا او چنین نظری دارد؟
مثل یک بازپرس قضیه را بررسی کنید: به نفع کیست؟ برای چه کسی سود دارد؟
📚منبع: کتاب هنر شفاف اندیشیدن 📖انتشارات:چشمه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *